تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 919283
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



زندگی بدون او یعنی ...
+ نویسنده نازنیـــــــــن در دوشنبه 2 فروردین 1395  11:01 PM | نظرات(0)

میخواهم از کسی بنویسم که حسابی دلم هوایش را کرده،

از کسی که زندگی بدون او یعنی تباهی و پوچی...

از خدایی که فراموشیش کار هر روزمان شده، خدایی که با تمام نشانه های زیبای وجودیش خیلی غریبانه در دل ها نشسته است. آنقدر غریب که انسان ها خود را قادر به انجام هر کاری میدانند بی آنکه ذره ای به این فکر کنند، دست و عقل و تمام اعضای بدن را خدا در اختیارمان قرار داده است.

آری خدای من، خدای مهربان من، به خودت قسم من نیز گاهی سخت دلم می گیرد از اینکه چگونه به این دنیایی که تو آفریدی بد وابسته می شویم و دیگر هیچ چیزی جز خودمان ارزشی پیدا نمی کند!

آنقدر وابسته زیبایی هایش می شویم که تک زیبای عالم را به باد فراموشی می سپاریم.

خدایا خودت میدانی در سخت ترین لحظه هایم نیز از یادت غافل نبودم، حتی در لحظه های از دست دادن عزیزانم، چرا که میدانم مقصد تو هستی و همه چیز بسوی تو باز آید...

خدایا باز تو میدانی برای هیچ چیزی طمع نکردم و از داشته هایم گذشتم که همگان نیز بهره ببرند تا شادی ها را با هم شریک شویم...

اما !

بسیار تاسف خوردم از غرورهای بی جا، از درویی ها و دروغ ها و از دست کسانی که زندگی دیگران را به ازای خوشنودی خود سیاه و تباه می کنند تا به داشته های خود بیفزایند و افتخار کنند، بی آنکه بدانند همه مسافریم و هیچ چیزی جز خوبی ماندگار نیست...

خدایا نگذار شیطان درونمان یاد تو را از ما بگیرد که هیچ چیز تو نمی شود و خدایا از من نگیر شانه های پر محبتت را در این روزهایی که بغضم هوای شکستن دارد و چشمانم میل باریدن...




خدایا مرا ببخش
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 1 فروردین 1395  11:01 PM | نظرات(0)

خدایا ! بر من ببخشای انچه را که از من بدان دانا تری.

 
و اگر بدان بازگشتم تو به بخشایش باز گردد که بدان سزاوارتری.

 
 خدایا!بر من ببخشای وعده هائی را که نهادم و ان را نزد من وفائی نبود.

 
و بیامرز انچه را به زبان به تو نزدیکی جستم و دل راه مخالفت انرا پیمود.
 

خدایا!بر من ببخشای نگاههائی را که نبایدوسخنانی که به زبان رفت ونشاید.

 انچه دل خواست و نبایست وانچه به زبان رفت و نا شایست




خـدا پیش دل شکسته هاست
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 29 اسفند 1394  11:01 PM | نظرات(0)

خـدا پیش دل شکسته هاست
هیچ وقت زخم زبان به کسی نزنیم زیرا گناه است و حق الناس؛ اگر برای فردی که گرفتار است دلسوزی کنیم، خوب است✔️

 ولـــــی اگر بخواهیم به او سرکوفت بزنیم و به زخمش نمک بپاشیم، این کار خدا پسندانه ای نیست.

روایت داریم که حضرت عیسی به حواریون فرمودند: همان طور که در سنگ گیاه رویش ندارد و آبی در آن وجود ندارد.انسان متکبر دلش مثل سنـگ است و حقیقت و ایمان در آنها رشد نمی کند و رویش معنوی ندارند.

 خـــــدا حکمت را
در دل های متواضع میگذارد




به دنبالت می‌آیم…
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 28 اسفند 1394  11:01 PM | نظرات(0)

خداوندا
ترس‌های بی‌دلیلم را که ریشه در باور ضعیفم دارد از من بگیر …
جاری کن چشمه‌ای از آرامش بی‌مثال خودت را بر قلبم…
و کنارم باش تا یادم بماند که اول و آخر تویی…
و چون تو هستی پس ترسی نیست…
دستهایم را که بگیری
چشم بسته بدون ترس و دلهره به دنبالت می‌آیم…
و اعتماد و ایمان دارم که مرا به بهترین جایی می‌بری که می‌دانی ...




تنها امید این دل
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 27 اسفند 1394  11:36 PM | نظرات(0)

خدایا!
 در تنگنای گناهان و فاصله
گرفتن از تو ،
تنها نور حضور تو میتواند
این ظلمت گناهان را پایان ببخشد؛

تنها تو هستی که میتوانی
 تلنگری بزنی برای
 این دل درمانده تا شاید
 بداند از دست دادن تو
سخت ترین از دست دادنها بود

خدایا میدانی که با تمام گناهان،
 باز هم تنها امید این دل هستی...

 می شود خودت واسطه ای شوی
 بین خودت و دلم تا با
 تمام وجودش باز هم پیدایت کند
 در این سکوت و هیاهو ... ؟!




خدایــی که بودنش حالِ دلم را خوبِ خوب میکند
+ نویسنده نازنیـــــــــن در چهارشنبه 26 اسفند 1394  2:02 PM | نظرات(0)

خدایا...
وقتی تو از جنس بی نهایتی،
پس من چگونه محدود شوم در خود و دنیای خود؟!

من با تو معنا میابم و تو امید می‌بخشی به ناامیدی های این روزهایم
و من چنان در این دریای بیکرانِ رحمتت غرق میشوم که تمامِ ناممکن ها برایم ممکن می‌شوند
و تمام قفلــها کلیــد
و تمام آشوبــها،آرامش.

خدایا ...
دنیای محدودم را با حضور خودت وسعــت ببخش
تا بدانم وقتی پا به پای تو قدم بردارم
به آرامشی خواهم رسید که دیگر بی قراری‌ها سهمِ روزهایــم نمی‌شود

و من می مانم و خدایــی که بودنش حالِ دلم را خوبِ خوب میکند




خـــ❤️ــدا همان خــ❤️ــداست،
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 22 اسفند 1394  12:49 PM | نظرات(0)

گاهي چه دلگير ميشوي از خــ❤️ــدا
و گاهي چه بي اندازه دلت برايش تنگ ميشود؛

گاهي از حكمتش شاكي و گاهي راضي؛
گاهي مشكوك و گاهي مجذوب عدالتش ميشوي؛

گاهي از رگ گردن به تو نزديكتر و گاهي دور ميشود از تو؛
گاهي قدرتش در لبخند تو جاري ميشود و گاهي در گريه ات؛

خـــ❤️ــدا همان خــ❤️ــداست،

كاش اينقدر ما گاهي به گاهي نميشديم!




ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧــ❤️ــدا ﺩﺍﺭﺩ
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 21 اسفند 1394  11:53 PM | نظرات(0)

خــ❤️ــﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ!
ﭼﻪ ﺷﺎﺩي ها ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ...
ﭼﻪ ﺑﺎﺯي ها ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ...
ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ...
ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ...
ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ...
ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ...
ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ...
ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ...
ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ...
ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پايين...
چه پايين ها رود بالا...

ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧــ❤️ــدا ﺩﺍﺭﺩ كه ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ!!!